سلام باباجون...سلام ... دلم براتون تنگ شده خیلی..... خیلی خیلی... باباجون قراره از فردا زندگیم متفاوت بشه من واقعا دلم میخواد تغییر کنم... میدونید باباجون تو کتابی به نام درک بزرگی درون میگفت تغییر در یک لحظه اتفاق می افته این تصمیم برای تغییر که وقت زیادی رو از آدم میگیره.. از فردا قراره روزی 13 ساعت درس بخونیم من..مونا.. مهسا..وااای چه قدر من این حلقه ی سه نفره رو دوست دارم.... دوست داشتنیه..خاصه... خوبه... باباجون دیروز من و مونا و مهسا رفتیم دفتر قلم چی رو گرفتیم قراره تا پنج شنبه دیگه 87 ساعت مطالعه داشته باشیم... و پنج شنبه بریم پارک بانوان آفتاب بگیریم کلی پیاده روی کنیم و در کل کلی خوش بگذرونیم...باباجون فکرش رو بکنید سال بعد هر سه تا مون رتبه های خوبی کسب کنیم...وااای چه قدر خوب میشه..میدونم که امسال کنکور رو خیلی خوب نمیدم...اما لطفا کمکم کنید کمکم کنید سال بعد هر سه تامون سر بلند از این بازی بیرون بیایم...این یه بازیه جدی من جدی تر از همیشه خودمم.... تغییر میکنم..زندگیم رو تغییر میدم...آه این چه قدر این دستام بر خلاف نامه های قبلیم با اشتیاق روی کیبورد حرکت میکنه.... الان که دارم مینویسم دارم به یه آهنگروسی گوش میدم نمیفهم چی میگه اما ملودیش منو به هیجان می اندازه....باباجون من برم خیلی کار دارم بغاید برای فردا خودم رو آماده کنم...آماده برایشروع بزرگ زندگیم.... باباجون ببخشید اما من تا پنج شنبه هفته ی دیگه نمینویسم اآخه میدونید وقتی براتون مینویسم خودم رو رها میکنم اجازه میدم انگشتام روی کلید ها حرکت کنن و هر چی دلشون میخواد بنویسن و در واقع تبدیل میشم به یه جودی لوس و پررو که گاهی با هیجان گاهی با گریه گاهی حتی با حنده های مستانه از حضورتون گاهی با آرامش حضورتون این دیوار رو خط خطی میکنه.... میخوام این هفته تبدیل بشم به یه جودی قوی... بدون هیچ آه و ناله ای.... من برم باباجون...لطفا کمکم کنید.... با اجازه تون....بدرود از طرف جودی قوی ومشتاق به باباجون همیشه خوبم که میدونم در کنارم حضور داره....
ما را در سایت به ظاهر خوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9