امید...

خرید بک لینک
دل کوچولو ..دل دیونه دیگه نرو از خونه... پشیمون میشی ..پریشون میشی..نمیدونی دیونه...

بیشتر از هر وقت دیگه ای دارم این جمله رو به خودم میگم و سعی میکنم هیچ وقت نذارم از خونه بیرون بره...حالم نه خوبه نه خیلی بد...یه چیزی میونه... گاهی منتظر یه اتفاق خوبی... شایدم همیشه آدما منتظر یه اتفاق خوبن... مثل حالای من... هوا ابریه... نور کمی از پنجره به خونه می تابه تو این ظهر پاییزی...منم یه ژاکت مامان رو پوشیدم و صدای تق تق کیبورد همراه با صدای تیک تیک ساعت سکوت این خونه رو میشکنه...دلم قیای ویلی میره.. در واقع یکم استرس درس ها رو دارم...به خودم میرم یعنی قراره سال بعد چی بشه..کجام... چی کار قراره بکنم... چه اتفاقی برام میوفته... نمیدونم ...کاش باباجون باهام حرف میزد... دنیا میتونه جای بهتری بشه اگر همه چی اون جوری بشه که باید بشه...

به ظاهر خوب...

ما را در سایت به ظاهر خوب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 17:52

صفحه بندی