سلام.... سلام باباجون.....ناراحتم....نه اینکه از کسی از خودم...گاهی گذشته عذابم میده...دلم میخواد برم یه جایی که آینده توش خیلی روشن باشه...همش منتظر آینده ام... آینده پس چرا نمیاد... آه....این زندگی کمی خستم کرده..... کاش میشد دنیام تغییر میکرد....کاش هیچ وقت این کنکور نبود....دلم گرفته....یه هفته است از خونه بیرون نرفتم.... دلم میخواد یکی جلوم باشه و با من حرف بزنه و من گوش بدم....انقدر با خودم خرف زدم حالم از خودم بهم داره میخوره....آه چه قدر امشب غمگینم.... دنیای نامرد....آدم های نامرد.... گاهی باعث میشن از خودتم خسته بشی.... کاش آدم ها دانه های دلشان پیدا یود.... باباجون آینده زودتر میاد نه ؟!!!اونجوری که من میخوام....؟!!!کاش به بار هم جوابم رو میداد....خسته شدم انقدر باهاتون حرف زدم باهام قهر بودید.... خب یه بار آشتی کنید باهام چی میشه مگه ؟!!!
ما را در سایت به ظاهر خوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71