باباجون چرا هیچ چیز درست نمیشه..چرا در هزار توی مشکلات گیر کردم ... خدایا چرا راهم رو پیدا نمیکنم...آه چرا من تبدیل شدم به یه جودی بدبخت...باباجون چرا درست نمیشم...چرا بر نمیگردم به روزای شاد و خوشحال...خسته شدم انقدر با یه نگاه بازنده رو به جلو رفتم... دلم میخواد خودم رو بکشم... باید بشه... باید همه چیز اون جور که میخوام بشه باباجون قسم میخورم اگر نشه خودمو میکشم... باباجون خسته شدم ...خستهه.. آه این واژه چه قدر درد داره...باباجون من که دارم یه راه جدیدی رو شروع میکنم باباجون سنگ ها رو از مسیرم بردار بذار بتونم حرکت کنم...باباجون متاسفم..از همه چیز از این ناامیدی از این خستگی از این که هر چی تلاشم میکنم اما باز میبینم کمه....کاش یه چیزی تو این دنیا میتونست منو آروم کنه... آاه لعنت به این دنیا و قانون هاش و برنامه های یه عده آدم مزخرف که همیشه میخوان به زندگیت گند بزنن..اصلا میدونید چیه لعنت به من... بدرود از طرف بدبخت ترین و تنهاترین و احمق ترین جودی دنیا به باباجونی که همیشه در حال امتخان کردن منه..اصلا انگار تموم آزمایش های الهیش رو باید رو من پیاده کنه.... باباجون باهاتون قهرم تا اطلاع ثانوی
ما را در سایت به ظاهر خوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6