سلام باباجون...سلام بابا ی خوبم...الان که دارم این نوشته رو مینویسم ساعت دو و نیم نصفه شب اول شب قدر هست.... باباجون میدونید من امشب چه قدر دعا کردم...باباجون لطفا بهشون پاسخ بدید....باباجون حال روحی مهسا امروز اصلا خوب نبود باباجون لطفا آرومش کنید... باباجون میدونید امشب دعا کردم که آدم هایی که منتظر هستن به خواستشون برسنن...باباجونم موقع دعا یاد آدم هایی افتادم که شاید الان که من دارم دعا میکنن اونا امشب روی تخت بیمارستان باشن و دلشون میخواست بیان بیرون عزاداری اما نتونستن... باباجون یاد افرادی افتدم که شاید الان روی ویلچر باشن و کسی کمکشون نکنه که بیان بیرون و پیش مردم دعا کنن.... باباجون...شما بابای بزرگی هستین...لطفا کمکشون کنید... باباجونم دلم پره... از خودم...از اینکه بندگیم واقعا اونجور که باید نیست... باباجون لطفا منو هم ببخشید... باباجون کمکم کنید... باباجون سال بعد قراره چی بشه... باباجون تو نامه ی اعمالم قراره چی نوشته بشه... باباجونم خواهش میکنم لطفتون رو شامل حال من بکنید...باباجون لطفا کاری کنید که سال بعد موقع گرفتن نتایج کنکور خوشحال و شاد باشم... و من و مهسا و مونا به آرزوهامون برسیم... باباجون به همه سلامتی بده به خانواده من و منم سلامتی بده... باباجون یه تصمیمی گرفتم ... امروز مهسا داشت میگفت مامانش اینا با هم محلی هاشون یه پولی گذاشتن وسط و وامی راه انداختن... ماهی 40تومن باید هر ماه بدیم تا زمانی که وام 900تومنی به اسممون در بیاد...باباجون من به مهسا گفتم تو دوره ی جدید میخوام شرکت کنم...میدونید تصمیم گرفتم که هر ماه که 100تومن پول تو جیبی میگیرم 40تومنش رو بدم به اونجا...و وقتی 900تومن وام بهم تعلق گرفت برم به یکی از بچه های نیازمند کمک کنم...میدونید باباجون اینجوری میتونم شاد باشم و از کمک کردن به مردم احساس رضایت از خودم بکنم...باباجون به نظدم با این کار شما جودیتون رو بیشتر دوست خواهید داشت و بیشتر هوامو دارید تو این زندگی پر خطر... باباجون دوستتون دارم...زیاد...زیاد...زیاد...بدرود....از طرف جودی که به بابالنگ درازش اعتماد داره و نتیجه کاراش رو به دست اون سپرده چون میدونه فقط باید از اون بخواد و لا غیر....
ما را در سایت به ظاهر خوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11